برای استاد...
شنبه, ۱ دی ۱۳۹۷، ۱۲:۴۸ ب.ظ
بارها شده در جریان زندگی با افراد تاثیرگذاری روبرو شدهایم که به توفیق دیدارشان نائل نیامدهایم، اما آراء و نظرات آنها برایمان حکم یک راهنما و چراغِ راهی بوده تا سره را از ناسره تمییز دهیم؛ حکیم استاد سیدعباس معارف برای من نقشِ اینچنینی داشت، استادی که تنها 7سال داشتم و از دنیا رفت ولی دست روزگار ما را به هم نزدیک کرد و حال مفتخرم که با چنین "قلندری" آشنا شدهم. به پاس درسآموزی در محضر این استاد نادیدهام چند سطری نوشتهام که هم به صورت اجمالی بیوگرافی از این مقام والا ارائه داده باشم جهت معرفی به عزیزانی که با این بزرگوار آشنا نیستند و هم در ادامه و انتهای این مقال نظری را پیرامون غربزدگی که مبتلابهِ عصر عسرتیست که دران میزیایم آوردهام، باشد که مقبول افتد.
/
سیدعباس معارف از اندیشمندان و متفکران معاصر بود که نقش بهسزایی در بسط تفکر و حکمت اسلامی ایفا نمود. وی در 27 فروردین ماه سال 1333 در تهران چشم به جهان گشود، پدر وی سیدحسنعلی معارف که خود اهل ادب و عرفان بود در مقام نخستین معلم او را تحت تعالیم اسلامی پرورش داد، در عنفوان نوجوانی به زبان عربی مسلط شد و زیر نظر آیت ا... لنکرانی ادبیات عرب را گذراند، و در ادامه تعلیمات خود در حوزه اسلامی به سمنان عزیمت کرد و از جلسات درس منطق و فلسفه علامه سمنانی بهره جست؛ وی همچنین دورهای به یادگیری فقه و اصول نزد آیت ا... عالمی در زنجان مبادرت ورزید و در سال 1351در سن 18 سالگی به تهران آمد و در رشته حقوق سیاسی در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل گشت.
ورود سیدعباس معارف به دانشگاه نوید یک دوره جدیدی را میداد که بهواسطه آشنایی او با دیگر اساتید دانشگاه رقم میخورد؛ که مهمترین آن آشنایی وی با استاد سیداحمد فردید بود، دانشگاهیان از استاد سید احمد فردید به خاطر ارائه شفاهی دروس و مکتوب نبودن آثارشان اورا فیلسوفی شفاهی مینامیدند، و تنها از ایشان یادداشتهای محدودی به جای مانده که شاگردان ایشان گردآوری کردهاند و شاخصترین آنها کتابی با عنوان نگاهی دوباره به مبادی حکمت انسی است که به قلم سیدعباس معارف به رشته تقریر درآمده و در این کتاب سیدعباس معارف به تفسیر آراء و عقاید استاد خود یعنی سیداحمد فردید مبادرت ورزیده که بر حکمت انسی بنا شدهاست.

نزدیکی این دو یعنی سیدعباس معارف و سیداحمد فردید به واسطه ساختمان فکریشان که مبتنی بر حکمت انسی است باعث شد تا اندیشمندان معاصر آن دو را به عنوان حکیمان انسی بشناسند، حکمتی که ریشه در علمالإسما تاریخی دارد که بنیان گذار آن عالم و فیلسوف مسلمان، محیالدین ابن عربی (متوفی به ۲۷ رمضان ۵۶۰) است، اندیشمندان حکمت انسی بر این باورند که هر دوری از ادوار تاریخ مظهر اسمی از اسماء الهی است و حقیقت در هر دوره به صورتی ظاهر میگردد، آنچنان که حکیم عارف عبدالرحمن جامی می گوید:
درین نوبتگهِ صورت پرستی
زند هرکس به نوبت کوس هستی
حقیقت را به هر دوری ظهوریست
ز اسمی بر جهان افتاده نوریست
اگر عالم به یک دستور ماندی
بسا انوار کان مستور ماندی
بدین سبب بود که هر دو به تبیین وضعیت ادوار تاریخی اهتمام ورزیدند؛ و پژوهش این دو حول محور مطالعه دوره تاریخی امت واحده سرآغاز تاریخ که مظهر اسم لطف الهی بود، در مقابل دوره تاریخی حاضر که عصر عسرت و مظهر اسم قهر الهی میباشد، شکل گرفت؛ و در پایان امت واحده سرانجام تاریخ را خواهیم داشت، امتی که خالی از طبقهبندی های مرسوم است و جایی برای مستکبران و استثمارگران ندارد و مناسبات تولید و توزیع در آن ذیل معارف اسلامی و عادلانه صورتبندی خواهد شد.
پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 فرصتی مهیا ساخت تا سیدعباس معارف دیدگاههای آرمانخواهانه و عدالتجویانه خود را عرضه کند، وی در سالهای 1358 و 59 سردبیر روزنامه کیهان شد و این آغازی بود بر مسئولیتهای اجرایی او، با انتخاب محمدعلی رجایی بهعنوان رئیس جمهور ، او سیدعباس معارف را به عنوان مشاور خود منصوب کرد؛ در این زمان بود که سیدعباس معارف نسخه ابتدایی قانون کار را با توجه به آموزههای اسلامی به رشته تحریر درآورد و گام بلندی برای برقراری قوانین اقتصادی برابریخواهانه برداشت، هرچند طی سالیان متمادی این قانون دستخوش تغییرات فراوان شد اما هنوز بر اسلوبی استوار است که سیدعباس معارف آن را بنا نهاد.
عمر فعالیت اجرایی و سیاسی استاد سیدعباس معارف زیاد نبود و پس از شهادت شهید رجایی وی نیز مبتلا به بیماری گشت که او را خانهنشن کرد اما به شکلی خستگی ناپذیر تا پایان عمر با برکت خود به تحقیق و پژوهش میپرداخت و با آغوشی باز پذیرای شاگرداناش بود و همواره به سوالات و پرسشهای آنان پاسخ میداد و به طرح مسئله و بحت مبادرت میورزید.
یکی از مفاهیمی که سیدعباس معارف مورد امعان نظر قرار داد مفهوم غربزدگی بود که استاد وی سید احمد فردید همواره بهدان اشاره داشت، سیدعباس معارف در کتاب خود ( نگاهی دوباره به مبادی حکمت انسی صفحه 483 ) در اینرابطه مینویسد: [ مراد استاد (فردید) از غربزدگی چیزی نبود جز نیستانگاری حق و غفلت از حقیقتِ وجود. در سرآغازِ تاریخ انسان به نحوِ حضوری ملاقی حقیقت و متذکر اسماء و صفات ربانی بود؛ اما با ظهور متافیزیک در یونان ، دوری جدید در تاریخ آغاز شد که در آن، حقیقت وجود، مورد غفلت قرار گرفت و انسان بهجای وجود، موجودیت موجود را مدنظر خود قرار داد.] با توجه به این کلام درمییابیم که خلإیی به نام پرسش از وجود، بشر را در عصر حاضر احاطه کرده و این غفلت دال بر نادیده انگاشتن حقایق و پست شمردن جایگاه والای انسان است، پرسش از وجود و پای نهادنِ انسان در جایگاه اصلی خویش که ادیان الهی به دنبال آن بودند، وی را متوجه این مهم خواهد نمود که وظیفهای خطیر به دوش دارد، وظیفهای که مقوم تشکیل امت واحده پایان تاریخ است، همانطور که سیدعباس معارف در کتاب مبانی حکمی اقتصاد و معیشت نوشته است :[ آخرین کمالی که در سیر تاریخ به ظهور میرسد، اتحاد همه مستضعفان بر علیه استثمار و استکبار، و نسخ مناسبات استکباری و تإسیس امت واحده سرانجام تاریخ به رهبری مهدی{عج} موعود است.]
سیدعباس معارف پس از تحمل رنج بیماری عاقبت در 1 دی ماه 1381 دیده از جهان فروبست؛ متفکری که خلاء اندیشههای والای او روز به روز بیشتر احساس میشود، هرچند این حسرت نرسیدن به مقصد نیز در آیینه اشعار او تجلی یافته:
گیرم نرسیدیم، همین بس که دویدیم
اندر طلب محمل #او تا نفسی بود