سلام بر آزادی...

من درینجا از هرچه که بتواند کمک کند تا حالِ آدمی دیگرگون شود می‌نویسم، از سینما که هنر "تاریخِ" حاضر است، هنری که همانند شعر خیالِ آدمی را دست‌خوشِ تحول می‌کند و به اندیشه وامی‌دارد؛ از همه بیشتر زبان شعر را دوست دارم، من هم با مالرو هم‌عقیده‌ام که گفت سینما زبان است، اما در رقابت با شعر، این شعر است که گوی سبقت را می‌رباید... داستان هم می‌گویم ولی امیدوارم میانِ خوانِش‌اَش خوابتان نگیرد (=
ارادتمند، ــمجرمــ

طبقه بندی موضوعی
پیوندهای روزانه

و باز هم فرم ...

جمعه, ۷ فروردين ۱۳۹۴، ۱۲:۴۰ ق.ظ

ظرفی را در نظر بگیرید که کثیف است ، یا بهتر بگوئیم ظرفی (فرمی) است که از خود سم تراوش میکند ؛ حال شما گندابی را درون آن بریزید ، آیا کسی حاضر به نوشیدن آن خواهد شد ، زمانی که زلالتری آب جهان را در ظرف(فرم) مذکور با مشخصات یاد شده بریزیم چطور ؟ پاسخ چیست ؟ آیا شخصی حاضر می شود از آن آب بنوشد .

فرم غلط ، اشتباه و ... هم همین سرنوشت را خواهد داشت ، هر چه درون آن قرار گیرد محکوم به شکست است ، محکوم به حذف است ، چرا که خاصیت ذاتی که فرم ما اختیار کرده نابودگر است .

این فرم را باید در هم شکست ، باید پس از خنثی نمودن اثرات منفی این فرم ، فرم دیگری تعریف کرد ؛ چرا که تراوش سم از خصوصیات فرم (ظرف) مذکور بود و نمیتوان آن را جدا کرد و دور انداخت ، پس دفرمیسم اینجا معنائی ندارد ، فرم سابق حال هرچقدر هم از عمرش گذشته باشد ، خواه کسری از ثانیه خواه 3 روز و یا 36 سال و یا هرچه بیشتر از آن باید آن (فرم ) شکسته و فرمی جدید با تعاریفی مشخص جایگزین گردد.

در باب فرم ...

جمعه, ۷ فروردين ۱۳۹۴، ۱۲:۲۷ ق.ظ

همانطور که پیشتر گفته شد سخن گفتن از فرم و آنچه نیات انسانی در آن قرار خواهند گرفت بسیار مشکل است ، و به یک یا دو عریضه نمیتوان آن را خلاصه نمود ؛ و هر لحظه باید فرم را با داشته های زمان خود به روز ! کرد ؛ یا شاید هم قواعدی کلی را میتوان نام برد که محدودیت زمانی ندارند و بر همه اعصار ، از شکل گیری فرم برقرار هستند .

شاید اغراق نباشد که بگوئیم فرم به مراتب از محتوا هم با اهمیت تر است ، چراکه فرم یک مختصات مشخص از نیات را شامل میشود که محتوای مد نظر مسلماً در گستره ی فرم مذکور قرار خواهد گرفت ، فرم پذیری یعنی قائل شدن به مرزهائی که برای همه یکسان است و اگر تغئیر پذیرد ، این تغئیر برای همه اعمال خواهد شد و همچنین این تغئیر بر روی آن چیزی که محتوا نام دارد تأثیر مستقیم گذاشته و آن را دستخوش تغئیر خواهد نمود.

شاید بتوان با مثالی این تعاریف را به پیش برد ؛ مثلاً قائل شدن به اصلی بنام "عدالت" جوامع یکنفره تا جوامع چند میلیاردی را شامل میشود . یک فرد حتی میتواند عدالت را برای خودش اجرا کند و همچنین این فرم لاتغیر میتواند بر روی جوامع چند میلیاردی نیز پیاده شود ، حرفی هم که از این فرم بر می آید یکیست که اگر کسی به هر بهانه ای از این کلام "عدالت" تخطی کرد آن فرم را قبول ندارد و مسلماً اعمال آن در فرم یاد شده جائی نخواهد داشت و در آن قرار نخواهد گرفت.

تمییز میان دو نیستی ...

چهارشنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۳، ۰۹:۴۷ ب.ظ

دارم به این فکر میکنم که چطور بین آزادی و رهائی تمییز قائل شوم ...

مسلماً ابتدا به چیستی هر کدام از آنها باید رسید و پیوسته با آن مصداق آن را بیان نمود ، تا فهمید هر کدام در کجا و در چه زمانی محقق خواهد شد .

تنگ و ماهی و ...

چهارشنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۳، ۰۹:۴۲ ب.ظ

داشتم به تصویر ماهی درون تنگ آب فکر میکردم ، ماهی همواره در تنگی از آب ، مجموعه ای از فضای پیوسته که حیاتش فقط در آن امکان پذیر است حرکت میکند اما با این حال باز محدود است توسط تنگ . آیا تنگ کوچک آب برای زیست ماهی کفایت میکند ، او چیز دیگری نمیخواهد ؟ کسی چه میداند شاید تکان دادن لبش در هر لحظه نشانگر این است که میگوید :

" مرا از این قفس رها کنید ... "

فرم ، یک از بیشمار...

جمعه, ۸ اسفند ۱۳۹۳، ۰۱:۱۷ ق.ظ

در این نوشتار قصد داریم گوشه ای از تعریف بی انتهای فرم حاکم بر حیات حاضر ، اصول و سبک هائی که به واسطه ی آن در حوزه های مختلف حاکم شده است بیان کنیم ؛ و مشخصاً مثال سینما را در پیش میگیریم .

اگر بخواهیم یک تعریف جامع از فرم ارائه دهیم باید بگوئیم ، فرم آن چیزی است که فضا را با تمام متعلقات آن در محدوده ای با اصول از پیش تعیین شده ی قبلی اش محدود می سازد ، بیائید این تعریف را با مثالی ساده به پیش ببریم ، مثالی که همه ی ما با آن آشنائی داریم مثال ظرف آب ، ظرفی که آب مظروف آن است قطعاً مشخصاتی دارد اندازه و شکلی خاص دارد ، که مایع بلافاصله پس از قرار گرفتن در آن شکل ظرف را میپذیرد و طبیعتاً آب دیگر قادر به جاری شدن در مختصات دلخواه و دیگری غیر از محدوده ظرفش نخواهد بود .

نکته ای در اینجا باقی میماند و از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است ، قضاوتی است که در قبال شرایط فوق پیش می آید ، هر شخصی اگر در موقعیت فوق و یا شرایط مشابه قرار گیرد قضاوتی خواهد داشت و با نظری قاطع اعلام میکند که این مظروف در ظرف خود محاط شده و مختصاتی غیر از آن نخواهد پذیرفت و یا میتوان گامی به پیش گذاشت و آن مظروف را اندازه گیری کرد ، چرا که ما ظرفی ( یک فرم ) با مختصات دقیق و اندازه گیری شده آن مظروف را محیط کرده ایم.

حال میخواهیم این بحث را در حوزه ی سینما بسط دهیم ؛ شاید به نظر برسد که فرم در سینما تعاریف زیادی دارد و اتحادی بین این تعاریف نیست و هرکس نظری خاص در این قبال  دارد ، شخصی میگوید فرم از دل داستان بیرون خواهد آمد ، شخصی دیگر گوید فرم در سینما هنر کنار هم قرار دادن تکنیک است و بهره بردن از تکنیک به بهترین شکل ممکن ، دسته ای میان فرم  و ژانر تفکیکی قائل نمیشوند و این دو را به یک چشم نگاه میکنند و ... اما فرم در سینما این هنر خاکستری شاید بتوان گفت به مثابه یک نردبان میماند که اگر مینیمم آن را رعایت کنی نهایتاً گویند که فرم را رعایت کرده ولی اگر ماکسیمم آن را داشته باشید مخاطب خود در آن فرم قرار خواهد گرفت و جایگاه خویش را در فیلم می یابد و داستانی که شما برای او از اول فیلم سرودی با تمام دل و جان حس میکند .

این امر بدیهی است که فرم در سینما پس از بکارگیری درست تکنیک ها حاصل میشود ، مسلماً اگر قاب بندی ها و نور پردازی ها و بازی ها و ... هیچ سنخیتی با داستان و متد و در نهایت فرم اصلی فیلم نداشته باشند ، فیلم قادر نخواهد بود با مخاطب ارتباط برقرار کند و با او از داستانش بگوید فلذا رشته ی فیلم در همینجا گسسته خواهد شد و حتی به مرحله ی فرم نخواهد رسید .

اینطور هم میتوان گفت که ، تکنیک به مثابه متریالیست برای فرم (برای ظرف) فرم (ظرف) در سینما باز به داستان مختصات میدهد و اگر تکنیک دچار اخلال شود مانند این میماند که دیالوگ ها و بازی ها و ... در ظرف(فرم) بند نخواهند شد و چکه خواهد کرد ، و اگر ظرف آب به مقصدی برسد اما درون ظرف ، مظروفی یافت نشود ، وجود ظرف(فرم) چه اهمیتی دارد ، دقیقاً مثل زمانی شده که مظروفی در آن نبوده و بلا استفاده در گوشه ای قرار داشته است .

اما اگر هدف رسیدن به یک فرم ایده آل (پله اول نردبان) باشد ، گذر از تکنیک و بازگو نمودن قصه کفایت میکند ، اما بحث از آنجائی پیچیده تر خواهد شد که ما بخواهیم پله های نردبان را طی کنیم.

نوبت به قضاوت در سینما ، و یا مجموعاً به هنر میرسد کار سخت میشود ؛ و شاید هم وجه تمایز سینما را بتوان همین تعریف نمود که فرم در سینما عین بی فرمی است ! البته در پله آخر ...

دل‌گداخته بر شش جهت بغل واکرد

جهان به شیشه‌گرفت این پری چه انشاکرد

(بیدل)

در اوج پرداختن به فرم فیلم سینمائی ، سازنده به مخاطب حق رأی میدهد ، خاکستری خاکستری ، قضاوت نمیکند ، مختصات آغازین را برای مخاطب تعیین میکند و میگوید که تو مختاری در شش جهت حرکت کنی ، یک فرم خوب مخاطب را درگیر خودش میکند و مخاطب وقایعی که روی پرده سینما رخ میدهد را با تمام وجود حس میکند و خود مختار است تا تصمیم آخر را بگیرد ، درست مثل شعر بیدل ؛ یا برای شرح بیشتر به مثال واکس زنی میپردازیم که میخواهیم از زندگی او فیلمی بسازیم ، طبیعتاً فیلم باید در محیطی شکل بگیرد که مصائب فرد مذکور را بازگو نماید ، اما اگر فیلم تمام شدو درد آن واکس زنی که در سوز سرما به دنبال کفس های خاکی میگررد را حس نکنیم قطع به یقین با یک سیاه نمائی روبرو بوده ایم  ، و آن فیلم به درد جشنواره هائی خواهد خورد که دنبال اشاعه ی شوق زندگی کاذب اند ! نه طی کردن بی جهتی ! نه بازگو کردن درد و چشاندن آن به مخاطب.


پ ن : سخن گفتن از فرم سخت ، اما راهگشاست ؛ به فرم ها با دقت بیشتری نگاه کنید ، آنها را بشنوید ، لمس کنید و در نهایت حسشان کنید .

مدبر عمل کنید ...

چهارشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۳، ۱۰:۰۵ ب.ظ

سعی کنید برای خود و برای هر کار مستقل خود دفترچه یادداشت داشته باشید ، این امر شما را ملزم میکند که به برنامه ها و قرار های کاری که با خود و یا دیگران میگذارید اهمیت بیشتری قائل شوید و به گونه ای شما را در قبال انجام آن عمل متعهد میکند به خصوص که در انتهای نوشته امضاء بزنین و تاریخ رو هم درج کنین.

حال نوشتن به چند گونه تقسیم می شود ، به طور مثال میتوانید برای امور مربوط به شغلتان از دفترچه یادداشت مخصوص یا نرم افزارهای مرتبط برای برنامه ریزی نظیر : microsoft outlook یا ابزار آنلاین google office مثل Calendar ؛ Google Keep و ... استفاده نمائید ؛ یا اگر به مباحث و حوزه های تخصصی مثل هنر ، اندیشه ، فلسفه و ... علاقه مندید بی دردسر ترین راه برای ثبت نظرات خودتون راه اندازی یه وبلاگ و قرار دادن آراء خودتون در اون هستش و در نهایت میتونید برای امور و مسائل خیلی شخصیتون یک دفترچه یادداشت درست کنید که همواره بتونین ازش استفاده کنین و در آینده وقتی اونو با فرزندانتون یا همسرتون ورق میزنین یاد خاطرات گذشته کنین.

سلب مسئولیت ، سد موفقیت ...

يكشنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۳، ۰۹:۵۲ ب.ظ

یکی از چیزهائی که مقابل موفقیت آدم رو میگیره خود تصمیمات انسان ه!

به خصوص "سلب مسئولیت"

انسان تا زمانی که هر آنچه دارد را بر اساس انتخاب خود نداند و بخواهد کمبودهائی که پیرامونش احساس میکند را پای دیگران بنویسد و بخواهد از خود سلب مسئولیت کند ، به موفقیت دست نخواهد یافت ؛ پس هر آنچه داریم انتخاب ماست و اگر از آن ناراضی هستیم بیائیم این وضع را به شکل مطلوب خودمان تغئیر دهیم. 

شدنی باید ...

يكشنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۳، ۰۹:۴۷ ب.ظ

عرض دین حق مبر درپیش مغروران‌جاه

سعی مهدی برنمی‌آید به این دجالها

چندی است که بیت فوق از بیدل عزیز مرا به فکر فرو برده است ، قدری پی بردن به معنای بیت آسان می نماید اما حقایقی را در بر خود میگیرد که فوق العاده جای تأمل دارد.

دسترسی به دین حق و کتمان آن از مغروران جاه ، یا به عبارتی عدم عرضه حقایق نزد اشخاصی که جاه طلبی شان سبب بطلان سعی خواهد شد.

اگر از بخش نخست چشم پوشی کنیم ، یا به گوئیم هم دین حق تعریف شده است و هم مغروران جاه طلب را میفهمیم در مصراع دوم اشاره به آن دارد که سعی مهدی (عج) نیز بر آن گروه مذکور کارگر نمی افتد ، آنانی که مقامی را غصب کردند که دین حق را نزد خود ضبط می نمایانند ، آن دجالان و مغرورانی که حتی مهدی (عج) نیز از مقابله با آنان ناتوان است. چگونه آدمیانی هستند ؟ ویژگیهایشان چیست؟ همه ی اینها سوالی است که شاید هر فرد به نوبه ی خود پاسخی برای آنها داشته باشد.

اما اگر جواب ما را میخواهید باید گفت که اینها از ان دست آدمیانی هستند که ناس (نوع مردم ) را از ایمان دور میکنند و اعمال دینی را تا سر حد به دست آوردن مقداری ثواب تنزل میدهند و کسانی اند که در زمان غیبت انسان کامل میان بشر بیشترین بهره مندی را میبیرند ، گاه عملی را واجب ، گاه حرام و یا گاهاً آن را به مصلحت میدانند و در مواقعی خلاف مصلحت مردم ؛ آنانی که تمام آیات قرآن مبنی بر تعقل و تفکر را بی اعتبار نمودند و همه را به سوی تقلید فرا می خوانند ، تقلیدی کورکورانه ، تقلیدی که از آنهاست ، از آنهائی که خود کامل نیستند !

اما مدلی که به ذهنم خطور میکند برای برقراری آن مدینه فاضله مد نظر و رسیدن به انسان کامل این است که خود در راه تکامل قدم برداریم ؛ شاید بگوئید این امر غیر ممکن است ، شاید بگوئید که از عهده ی ما خارج پس اگر بنا بر این موارد باشد تا بوده همین بوده و تا هست همین هست ؛ پس بایستی این مدل را اجرا کرد باید به سوی تکامل و رسیدن به انسان کامل تلاش نمائیم نه اینکه منتظر رسیدن او به خودمان شویم ، درست مثل بیت زیر ، که میفرماید :

امروز گر انصاف دهد داد طبایع

کس منتظر مهدی و دجال نباشد

نباید منتظر بود باید به سمتی که او ما را فراخوانده و دعوت نموده حرکت نمائیم ، و باز اگر بخواهیم به تاریخ مراجعه کنیم ، میتوان دوران حضرت رسول (ص) را بررسی نمائیم ، در زمان حضور ایشان در بین آدمیان نشان میدهد که جامعه ای تربیت نموده که ایده آل هر شخصی است و هر کس که به آن عزیز مراجعه مینمود در این دایره ی مهر محبت قرار میگرفت و همراه با نصایح رسول الله گام در مسیر تکامل برمی داشت ؛ اما آیا در زمان حضور ایشان جهان با اتفاقی خارق العاده شاهد تغییر بزرگی شد ؟ پاسخ منفی است ، به همان دلیلی که در فوق ذکر گردید ، یعنی باید تمام بشر به سوی تکامل و نمونه ی بارز آن انسان کامل حرکت کنند و خود را به آن برسانند ؛ به همین دلیل ما نباید منتظر اتفاق فوق العاده ای در زمان ظهور انسان کامل یعنی بقیة الله اعظم ، حضرت مهدی (عج) داشته باشیم ؛ ما باید به سمت ایشان حرکت کنیم ما باید آئینه ی تمام نمای انسان کامل بر روی زمین شویم تا تغییری حاصل شود تا بتوان ایده های نیک انسان کامل را بر روی زمین پیاده کرد.


پ ن 1: متن کامل غزل بیت "عرض دین حق مبر درپیش مغروران‌جاه ..."
پ ن 2: متن کامل غزل بیت "امروز گر انصاف دهد داد طبایع..."

سهل انگاری ...

شنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۳، ۰۹:۵۶ ب.ظ

«پس وای بر آن نمازگزارانی که در نماز خود سهل انگارند ، آنان که ریا میکنند و از دادن زکات دریغ می ورزند .»ماعون 4-7

سوال اساسی پیرامون آیات فوق بر این اساس شکل میگیرد که چرا در قرآن نمازگزارانی که زکات نمیپردازند ویل میفرستد و آنان را با زبانی تند مورد خطاب قرار میدهد ، شاید بتوان گفت ارزش موضوعی که قرآن میخواهد به ان اشاره کند همتراز با والاترین اقدام عبادی و یا بالاتر از آن است .

آن مولفه ای که قرآن برای شرح اهمیتش نماز سهل انگاران را خطاب قرار میدهد چیزی نیست جز عدالت ، ما این را از قسمت آخر آیات فوق دریافت میکنیم ، آنجا که میفرماید "از دادن زکات دریغ میکنند" این زکات دادن چه کار میکند که مانع هدر رفتن نماز می شود ؟ اگر به موارد مصرفی زکات بنگریم کاملاً واضح خواهد شد چرا از ما خواسته شده به آن اهمیت ویژه ای قائل شویم .

زکات برطرف کننده ی نواقص و کمبود های اجتماعی است ، از جمله منابعی است که برای مصرف نیازمندان باید هزینه شود تا به عدالت اجتماعی برسیم تا به نقطه ای دست یابیم که نیازمندی در سطح جامعه باقی نماند.

به اندازه تلاش ...

شنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۳، ۰۹:۲۸ ب.ظ
«و ان لیس للانسان الا ما سعی ، و ان سعیه سوف یری»سوره نجم/39-40
آیه ی فوق از قرآن کریم به میزان بهره برداری انسان در مقابل تلاش هائی که انجام داده است اشاره دارد ؛ از مهمترین فاکتورهائی که در آیه ی فوق به آن اشاره شده خطاب قرار دادن نوع انسان است بدون در نظر گرفتن اینکه او چه دین و مسلکی دارد ، و همینطور تأکید آن بر این نکته است که دسترنج و حاصل زحمات شخص برای دستیابی اش به آن چه میخواهد مهم است نه چیز دیگری . 
و از سوئی دیگر لفظ ما سعی اشاره بر این نکته دارد که فرد در هر زمینه ای میتواند تلاش کند و مهارتی از آن عرصه بدست آورد و با ماحصل آن در کارش گسترشی ایجاد نماید ، خواه ان عمل شرعی دانسته شود و یا خواه غیر شرعی ، این آیه از هرگونه قضاوتی در موارد فوق الذکر دوری میکند به جز آنکه در ادامه و در آیه ی 40 تأکید میکند که آن چه که میبینید ما حصل تلاشهایتان است ، و به گونه ای به انسان یاد آوری میکند که تنها نتیجه ی اعمال اش را در ادامه و آینده خواهد دید ، حال ان تلاشها و زحمتها در هر راهی باشد آن کار ، آن عمل در فرد و پیش روی آن گسترش می یابد و فقط باید برایش زحمت کشید.
از لحاظ برقراری عدالت فردی و اجتماعی نیز آیه ی فوق مدلی نمونه است ، اینکه هرکس بر حسب تلاش خودش از منافع ما حصل کار بهره مند شود ؛ حال میتوان این کار انجام شده و افراد درگیر در آن را به چند قسمت تقسیم نمود ، گروهی مشارکت فکری در کار دارند ( یا بنا بر تعریفی از علوم و دانش آنها استفاده خواهد شد. ) ، گروهی هم با کارهای اجرائی مستقیماً درگیرند و به علوم گروه نخست جامه ی عمل میپوشانند ، و گروهی نیز به نیازهای مدیریتی و خدماتی گروه های مذکور رسیدگی میکند ؛ که برای هر یک از آنها دستمزدی مشخص مقرر خواهد شد.

و در ادامه ی آنها منابعی از خاک و منطقه سرزمینی را میتوان نام برد که برای بهره وری تمام اهل آن سرزمین به طور مساوی تقسیم می شود.