سلام بر آزادی...

من درینجا از هرچه که بتواند کمک کند تا حالِ آدمی دیگرگون شود می‌نویسم، از سینما که هنر "تاریخِ" حاضر است، هنری که همانند شعر خیالِ آدمی را دست‌خوشِ تحول می‌کند و به اندیشه وامی‌دارد؛ از همه بیشتر زبان شعر را دوست دارم، من هم با مالرو هم‌عقیده‌ام که گفت سینما زبان است، اما در رقابت با شعر، این شعر است که گوی سبقت را می‌رباید... داستان هم می‌گویم ولی امیدوارم میانِ خوانِش‌اَش خوابتان نگیرد (=
ارادتمند، ــمجرمــ

طبقه بندی موضوعی
پیوندهای روزانه

۲ مطلب در آبان ۱۳۹۳ ثبت شده است

راه بی جهت ...

چهارشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۳، ۰۲:۱۳ ب.ظ

خواب در عهد تو در چشم من آید ، هـیـهـات

عاشقی کار سری نیست که بر بالین است

سعدی از که میگوید که عهد بستن با آن خواب از چشمش می رباید ؟ عشق که او را به این روز انداخته است که امان سر گذاشتن بر بالینی آرام به او نمیدهد ؟

اما طریقتی که سعدی آن را پیموده و در این بیت بیان نموده است از همه چیز مهمتر است ، طریقتی که به هر اهل دلی نوای پیمودن راه عاشقی می آموزد ، راهی که آسودگی دران جائی ندارد راهی که در آن انسان شبگرد می شود و بالینی نیست تا سرش را بر روی آن بگذارد ؛ از زمان تعهد تا رسیدن به عشق و با او یکی شدن خواب به چشم نمی آید ؛ حبیبنا بیدل (علیه الرحمة) نیز این طریقت را بسیار زیبا به تصویر کشیده است و فرموده :

موج دریا را به ساحل همنشینی،تهمت است

بــی قـــراران نـذر مـنـزل کـرده انـــد ، آرام را

اگر بی قرار شدی ، اگر بی منزل شدی و خانه ات شد خاک زمین و سقف آن آسمانهای بادیه آنگاه میتوان گفت در پی طریقتی ، در راه عاشقی ...

جایی که من هستم ...

سه شنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۳، ۰۸:۲۷ ب.ظ

یکی از عوامل مهمی که روی انسان تأثیر میذاره محیطی است که انسان در آن می زید ؛ از جوامع کوچک دو سه نفره ی خانواده د و دوستان بگیرید تا جامعه ی بزرگ جهانی ؛ 

و مسلماً نیک میدانیم که جوامعی که انسان با آنها بیشتر س رو کار دارد و در نزدیکی او قرار دارد میزان بیشتری از سایر جوامع بر انسان تأثیر می گذارد ؛ و به قولی میتوان گفت که هر انسانی که با آن برخورد میکنیم میانگین رفتارهای جامعه ای را دارد که بر روی آن تأثیر گذاری بیشتری دارد .

حال ما انسانی داریم که تحت تأثیر رفتارهای اطرافیانش قرار گرفته ؛ خیلی ها به دنبال تغییر وضعیتی هستند که در آن قرار دارند ، خیلی ها از جمله من شرایطی را که پیرامون زندگی خود نقش بسته است را نمیپسندند و برای تغییر اوضاع و احوال اطرافیان و به تبع آن خود تلاش میکنند ، اما حاصلش چیست ؟ به جرأت و بنا بر مشاهدات تجربی اگر بخواهیم پاسخ دهیم باید بگوئیم که این سبک کاملاً صحیحی نیست و نتایج مطلوب چندانی شخص از پس زحماتش به دست نمی آورد ؛ و تمام تلاشهایش در این راه را میتوان به باد هوا تعبیر نمود.

خب حالا که صحبت از تغییر شد ، چه باید کرد ؟ بازهم بر اساس مشاهدات تجربی و قرار گرفتن خود در این فضاها باید بگویم که انسانی که به دنبال تغییر است در گام نخست باید به دنبال جامعه ای باشد که نزدیک به ایده آل های او قدم بردارد و یا به فکر تشکیل مجموعه ای از همفکران خود باشد ؛ و در گام دوم در راه بالا بردن توانائی های مجموعه ی خود قدم بردارد تا گروه به ایده آلهای او و بالندگی و تعالی دست یابد .