سلام بر آزادی...

من درینجا از هرچه که بتواند کمک کند تا حالِ آدمی دیگرگون شود می‌نویسم، از سینما که هنر "تاریخِ" حاضر است، هنری که همانند شعر خیالِ آدمی را دست‌خوشِ تحول می‌کند و به اندیشه وامی‌دارد؛ از همه بیشتر زبان شعر را دوست دارم، من هم با مالرو هم‌عقیده‌ام که گفت سینما زبان است، اما در رقابت با شعر، این شعر است که گوی سبقت را می‌رباید... داستان هم می‌گویم ولی امیدوارم میانِ خوانِش‌اَش خوابتان نگیرد (=
ارادتمند، ــمجرمــ

طبقه بندی موضوعی
پیوندهای روزانه

۳ مطلب در تیر ۱۳۹۴ ثبت شده است

آغوش تو ...

جمعه, ۱۹ تیر ۱۳۹۴، ۱۱:۰۳ ب.ظ


کلام در باب پیدایش زیاد است

اما همگی در یک کلام وحدت پیدا میکند

و آنهم این است که:

" من از آن زمانی موجودیت پیدا میکنم که

تو مرا در آغوش بگیری ... "

ستة الایام ...

جمعه, ۱۹ تیر ۱۳۹۴، ۱۰:۴۶ ب.ظ


روز اول

آسمان را نشانم دادند و گفتند رنگ گیسوان اوست ...

روز دوم

خورشید را نشانم دادند ، گفتند درخشان است ...

روز سوم

صیحه های رعد را گفتند بشنو ، صدای اوست ...

روز چهارم

گفتند سر به زیر افکن و زمین را لمس کن ، جسم اوست ...

روز پنجم

برای پیدا کردن دانه های گندم گذشت ... گذشت ... تا

روز ششم

نگاهم ، به نگاهت افتاد...

باز ایستاد

آسمان ، خورشید ، رعد

همه باز ایستادند و دیگر چیزی جز نگاهت به کالبدم جان نمیداد ...

روز هفتم

دیگر من ــی وجود نداشت ...

ناشنیده ها ...

پنجشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۴، ۱۰:۵۵ ب.ظ


هرچه از عشق بگوییم کم است و

هر چه از عشق بشنویم کمتر ...

--------------------------------------------

بیگانه ی ِ عشقیم ، زِ شغلِ هوسی چند

آبِ رخ عنقایی ما را ، مگسی برد

حضرت بیدل علیه الرحمة