سلام بر آزادی...

من درینجا از هرچه که بتواند کمک کند تا حالِ آدمی دیگرگون شود می‌نویسم، از سینما که هنر "تاریخِ" حاضر است، هنری که همانند شعر خیالِ آدمی را دست‌خوشِ تحول می‌کند و به اندیشه وامی‌دارد؛ از همه بیشتر زبان شعر را دوست دارم، من هم با مالرو هم‌عقیده‌ام که گفت سینما زبان است، اما در رقابت با شعر، این شعر است که گوی سبقت را می‌رباید... داستان هم می‌گویم ولی امیدوارم میانِ خوانِش‌اَش خوابتان نگیرد (=
ارادتمند، ــمجرمــ

طبقه بندی موضوعی
پیوندهای روزانه

مرگ ایثار ...

پنجشنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۱۹ ب.ظ

نورا زنی است که با عشق قصر رویایی زندگی اش را بنا کرد، از خود گذشت ، برای حفظ جان همسرش از آبروی خود صرفنظر کرده ... اما درست سر بزنگاه زمانی که نیاز داشت همسرش در نقش حامی در کنار او بایستد ، او را در مقابلش دید درحالیکه سرزنشش میکرد و ناگهان نورا با بمبی از خودخواهی روبرو شد که زندگی اش را ویران کرد و این پایان تلخی بود که او را از قصر آرزوهایش بیرون کرد .

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی